*** پیشاپیش عید سعید فطر مبارک ***
رمضان
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت
شد زیر و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت
بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت
با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت
بر داشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت
از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آن ها که به صائب ز وداع رمضان رفت
دیوار کاخ کسری
وقتی کارگزاران انوشیروان
ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسری بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار
ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به
قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این
میان پیرزنی هست که در خانهای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آن که حاضر شدهایم
منزلش را به صد برابر قیمت واقعیاش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود. چه باید
کرد؟!!
انوشیروان گفت: از من نپرسید که چه باید کرد. خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و
روح جوانمردی با او رفتار کنید... کسانی که از ویرانههای کاخ کسری (ایوان مداین)
بر لب دجله عراق دیدن کردهاند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیدهاند که در نقطهای
خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته
است...
این نقطه از دیوار همان جاییست که خانه پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام
حقی که داشت کج ساختند تا خانهاش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایه
دیوار به دیوار پادشاه ماند.
از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسری باقی مانده است تا یادآور
آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ایرانی و نشانه عدل و عدالت انوشیروان
باشد...